یک شبی از دیده ام غم می چکید

یک شبی از دیده ام غم می چکید
پای شادی سوی دیگر می دوید !
پرده افتاد ونمایان زندگی
خواب از چشمان دنیا هم پرید!
ماه در پشت نگاهم تاب داشت
آفتابی درسیاهی خواب داشت!
شبنمی هم روی لب های هوس
قصد بوسه، بوسه های ناب داشت!
کودک شب پابرهنه جان سپرد
کرم شب تابی در این احوال مرد
پیچکی از شانه های زندگی
غصه هارا تا نگاه ماه برد!
ساق پای گل تماما خار بود
خنده برلب های زنبق عار بود !
هرکسی دردی درون سینه داشت
ابر آبستن ،دلش تیدار بود !
"تاشقایق هست"...دیگر جانداشت
عاشقی درقصه ها معنا نداشت!
دست بی رحم زمان گل را که چید
صورت امید رافردا نداشت!
ناگهان غلطید شب روزی جدید
آمد وغم بقچه اش را می درید
این سکانس زندگی پایان گرفت
چهره ی شادی دگر آمد پدید!
شوق آویزان به دل ها ونشست
روی گلبرگی که نقش عشق بست!
پس سیاهی محو شد غم هم گریخت
زندگی جاریست تا،امید هست !
دیدگاه ها (۵)

✲ تولی ، نگهبان رویاها.... 😍✍️ : تولی ، دلقکی مهربان و نگهب...

عاشقانه های شبنم

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

The Fairy's - Monster's wrong love

The Last Shadow

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط