سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵

با شروع ماه سوم، رنگِ همه چیز در مدرسه ادن عوض شد. تقویم‌های دیوار با علامت‌های قرمز امتحانات ماهانه پر شده بود. تیم «نور» (آنیا، دامیان، بکی، امیل و اوین) می‌دانستند که این بار دیگر جایزه‌ی مسابقه هندرسون نیست، بلکه نمرات نهایی هستند که آینده‌شان را تعیین می‌کنند. دامیان با همان جدیت همیشگی، امیل و اوین را برای تمرین‌های بیشتر آماده می‌کرد، در حالی که آنیا سعی می‌کرد آرامش ذهنی خود را برای مقابله با سوالات سخت حفظ کند.

در میانه‌ی این فشار، آنیا تصمیمی گرفت که همه را متعجب کرد. او برای اینکه تمرکز بیشتری داشته باشد و از شلوغی‌های همیشگی فاصله بگیرد، یک خانه‌ی کوچک و دنج در نزدیکی مدرسه اجاره کرد. او می‌خواست تجربه‌ی زندگی مستقل را داشته باشد و محیطی آرام برای مطالعه پیدا کند. دامیان وقتی از این خبر باخبر شد، ابتدا کمی از نگرانی برای تنهایی او گفت، اما بعد با لبخندی تحسین‌آمیز گفت: «این نشانه‌ی این است که چقدر بزرگ شده‌ای، آنیا.»

خانه‌ی جدید آنیا به مرکز فعالیت گروه «نور» تبدیل شد. امیل و اوین باهیجان و دقت تمام، جزوه‌های جدید را به آنجا می‌آوردند. بکی نیز با آوردن تنقلات، سعی می‌کرد فضای مطالعه را از حالت خشک خارج کند. دامیان اغلب پس از کلاس، به خانه‌ی آنیا می‌آمد؛ نه فقط برای درس خواندن، بلکه برای اینکه مطمئن شود آنیا در این خانه‌ی جدید تنها نیست و حالش خوب است. این خانه‌ی کوچک، جایی بود که آن‌ها در آن، از نقش‌های دانش‌آموز و قهرمان، به انسان‌های معمولی تبدیل می‌شدند.

امتحانات شروع شد. روزهای اول بسیار سنگین بود. امیل و اوین با تلاش زیاد سعی می‌کردند در بخش‌های محاسباتی عالی عمل کنند. دامیان در امتحان فیزیک و استراتژی، دوباره درخشید. اما سخت‌ترین لحظه، امتحان تحلیل داده‌های پیشرفته برای آنیا بود. او در میانه‌ی امتحان، برای لحظه‌ای احساس کرد که تمام آن دانش و تجربه در مقابل یک سوال ساده گم شده است، اما با یادآوری گرمای حضور دامیان در روزهای قبل، توانست با تمرکز دوباره، پاسخ‌ها را بنویسد.

حتی در سالن امتحانات، رقابت متوقف نمی‌شد. رایان سعی می‌کرد با نگاه‌های چالش‌برانگیز، تمرکز آنیا را به‌هم بزند، اما آنیا دیگر مثل قبل نبود؛ او یاد گرفته بود که چطور در حصار ذهنی خود بماند. الینا نیز سعی می‌کرد با رفتارهای مرموز، دامیان را در زمان‌های استراحت از گروه جدا کند، اما دامیان و امیل و اوین مثل یک دیوارِ محکم در برابر این مداخلات ایستاده بودند.

بعد از دو هفته امتحانات پیاپی، همه در حالت فرسودگی بودند. گروه «نور» در خانه‌ی آنیا دور هم جمع شدند تا با خستگی، نمرات خود را چک کنند. خبر خوب این بود که همه، از بکی گرفته تا امیل و اوین، نمرات بسیار خوبی گرفته بودند. دامیان و آنیا نیز در صدر لیست بودند. این پیروزی کوچک، انرژی لازم را برای ادامه مسیر به آن‌ها داد، اما آنیا حس می‌کرد که نیاز به چیزی فراتر از موفقیت علمی دارد.

با اتمام امتحانات، آنیا متوجه شد که مدت زیادی است که با والدینش ارتباط برقرار نکرده است. تجربه‌ی جنگیدن با سایه‌ها و سپس زندگی در مدرسه، او را از دنیای خانواده‌اش دور کرده بود. او تصمیم گرفت که در تعطیلاتِ کوتاه پس از امتحانات، به خانه‌ی والدینش سر بزند. او می‌خواست به آن‌ها بگوید که چقدر تغییر کرده است، اما در عین حال، می‌خواست کمی از آن آرامشِ قدیمی و خانگی را دوباره حس کند.انیا بعد از جمع کردن وسایل مورد نیازش راهی خانه ی والدینش شد .

آنیا به خانه‌ی والدینش رسید. وقتی در را زد و آن‌ها را دید، لحظه‌ای کوتاه در برابر آن‌ها نه یک دانش‌آموز برتر، بلکه همان دختر کوچک و مهربان بود. صحبت کردن درباره‌ی چیزهای ساده، خوردن غذای خانگی و شنیدن داستان‌های قدیمی، برای او مثل یک مرهم عمل کرد. او متوجه شد که هر چقدر هم در دنیای قدرت و دانش پیشرفت کند، ریشه‌های او در این آرامش نهفته است.
دیدگاه ها (۰)

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۶ با پایان یافتن ت...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۳ ‌با نزدیک شدن به ا...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط