p...52
p...52
پادشاه.اواندل یکیو فرستاد تا از نئوهو بازجویی کنه اسمش جناب نینگ بود
جناب نینگ..منو امپراطور فرستادن تا از نئوهوبازجویی کنم
فارمانده...اما شاهزاده ییبوگفتن هیچکسونزارم بره تو
نینگ..این دستوره پادشاه
فارمانده..بسیار خب برید اما بیرون میله ها باهاش حرف بزن چون ممکنه فرار کنه
نینگ..باشه
نینگ رفت تو پیش نئوهو نئوهم با زنجیرهای فولادی بسته بودن
نینگ..من اومدم تاازشما بازجویی کنم
نئوهو..عجب پس قول میدم هرچی بفرسید باکمال صداقت جواب بدم
نینگ..پس هرچی میفرسم باید راستشو بگید
شما اینجابرای چی اومدید
نئوهو..چیزی داارم که دسته ییبوهست
نینگ..اون چیه
نئوهو...گل خاطرات ایکه مال منه میخامش
نینگ..چطور جرئت میکنی
دره زندان باز کرد و شمشبرشو گزاشت رو گردن نئوهو
بعد نئوهو هم گفت
نئوهو...جرئت نمیکنم بلکه انجامش میدم وهیچکدومتونم نمیتونید جلومو بگیرید
بعدش یهو نئوهو....
.......
دینگ یوشی اومد پیش پدرش
امپراطور..نقشه بعدیتون چیه حالا که کریستال جادو نیانگما دزدیدید حتما نابودی اونجا کار خیلی راحتیراحتیه
دینگ یوشی.. اره اما قبلش باید برم به دیدن چن ژیوان
امپراطور.. چرا اونجا
دینگ یوشی..میخواییم اونارو با خودمون متعد کنیم
امپراطور ..فکر کردی بعد از کاری که با چن ژیوان کردی اون با شماها همکاری کنه
دینگ یوشی..خب مجبور میشه
امپراطور..چطور اینقد مطمعن حرف میزنی
دینگ یوشی..بعد اینکه بفهمه گروه سایه زیر دستای ماست مجبور به همکاری میشه
امپراطور..چرا میخوایی بهش بگی
دینگ یوشی..اگه شیلارو با ما همکاری کنه دیگه حتا سلیب اتش هم جلوی ما کم میاره
امپراطور.. اونوقت قبول میکنه
دینگ یوشی..بعد اینکه ببینن گروه سایه و کریستال نیانگما با ما هست بخاطر قدرت هم شده با ما همکاری میکنن و گذشته فراموش میکنن
امپراطور ..پس هرکاری که میخوابکنی بکن اما حواستون به مالی شان باشه اونجا تنها جایی بوده که پایتخت انالیندا ساخته شده
دینگ یوشی..نگران نباشید ما برای اوناهم نقشه خوبی داریم
دینگ یوشی به سمت شیلارو حرکت کرد
لایک فالو یادتون نره خوشگلا❤💖
پادشاه.اواندل یکیو فرستاد تا از نئوهو بازجویی کنه اسمش جناب نینگ بود
جناب نینگ..منو امپراطور فرستادن تا از نئوهوبازجویی کنم
فارمانده...اما شاهزاده ییبوگفتن هیچکسونزارم بره تو
نینگ..این دستوره پادشاه
فارمانده..بسیار خب برید اما بیرون میله ها باهاش حرف بزن چون ممکنه فرار کنه
نینگ..باشه
نینگ رفت تو پیش نئوهو نئوهم با زنجیرهای فولادی بسته بودن
نینگ..من اومدم تاازشما بازجویی کنم
نئوهو..عجب پس قول میدم هرچی بفرسید باکمال صداقت جواب بدم
نینگ..پس هرچی میفرسم باید راستشو بگید
شما اینجابرای چی اومدید
نئوهو..چیزی داارم که دسته ییبوهست
نینگ..اون چیه
نئوهو...گل خاطرات ایکه مال منه میخامش
نینگ..چطور جرئت میکنی
دره زندان باز کرد و شمشبرشو گزاشت رو گردن نئوهو
بعد نئوهو هم گفت
نئوهو...جرئت نمیکنم بلکه انجامش میدم وهیچکدومتونم نمیتونید جلومو بگیرید
بعدش یهو نئوهو....
.......
دینگ یوشی اومد پیش پدرش
امپراطور..نقشه بعدیتون چیه حالا که کریستال جادو نیانگما دزدیدید حتما نابودی اونجا کار خیلی راحتیراحتیه
دینگ یوشی.. اره اما قبلش باید برم به دیدن چن ژیوان
امپراطور.. چرا اونجا
دینگ یوشی..میخواییم اونارو با خودمون متعد کنیم
امپراطور ..فکر کردی بعد از کاری که با چن ژیوان کردی اون با شماها همکاری کنه
دینگ یوشی..خب مجبور میشه
امپراطور..چطور اینقد مطمعن حرف میزنی
دینگ یوشی..بعد اینکه بفهمه گروه سایه زیر دستای ماست مجبور به همکاری میشه
امپراطور..چرا میخوایی بهش بگی
دینگ یوشی..اگه شیلارو با ما همکاری کنه دیگه حتا سلیب اتش هم جلوی ما کم میاره
امپراطور.. اونوقت قبول میکنه
دینگ یوشی..بعد اینکه ببینن گروه سایه و کریستال نیانگما با ما هست بخاطر قدرت هم شده با ما همکاری میکنن و گذشته فراموش میکنن
امپراطور ..پس هرکاری که میخوابکنی بکن اما حواستون به مالی شان باشه اونجا تنها جایی بوده که پایتخت انالیندا ساخته شده
دینگ یوشی..نگران نباشید ما برای اوناهم نقشه خوبی داریم
دینگ یوشی به سمت شیلارو حرکت کرد
لایک فالو یادتون نره خوشگلا❤💖
- ۲.۲k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط