از دیدار تو بازمی‌گردم

از دیدار تو بازمی‌گردم
با دست‌هایی که در دست‌هایم جا مانده‌اند
و حرف‌هایی که در دهانم...

از دیدار تو بازمی‌گردم
با چشم‌هایی،
که راه خانه را بازنمی‌شناسد

کسی در رگ‌هایم راه می‌رود
کسی در قلبم می‌ایستد
و در جیب‌هایم دستی‌ست
که بوی ِ عشق می‌دهد...

در آیینه نگاه می‌کنم
تو را می‌بینم

#مریم_ملک_دار
دیدگاه ها (۲)

خواستم تا یک قصیده یا غزل دورت بگردمعشوه‌ات از ره رسید و وزن...

آدم‌های زیبا و دوست ‌داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمی‌‌آین...

بیدار شدم صبح شده بودو چاره ای جز دوست داشتنت نبودهر کسی کار...

دست خودم نیست!نمی‌توانم جلویش را بگیرمدر تاکسی باشدیا جلسه‌...

مادرم نیست

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط