دوران طفولیت بابام برام یه لباس خرید منم با ذوق پوشیدمش

‏دوران طفولیت بابام برام یه لباس خرید منم با ذوق پوشیدمش دویدم تو خیابون پوز بدم که یهو خوردم زمین لباسم خونی شد با بغض بلند شدم گفتم بابا خون با چی پاک میشه؟ گفت با خون؛ خلاصه انقد گرفت زد که خون بالا میاوردم ...
دیدگاه ها (۱۳)

Don't waste your words on those who deserve your silence.حرف...

‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دارم میرم از این خونه که رویاهاش پریشونهاز این کوچه که دلتنگ...

دلم شور میزنه..http://dl2.sarimusic.net/1396/12/23/1/Behzad%...

ویو روآ:امروز با خالم رفته بودیم پارک خالم رفت خونه به من گف...

اعتماد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط