کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم
با وجود تو کمی خوب شود حال دلم

همه آشوبم وای کاش بدانی که فقط
شده ایی باعث بی تابی وجنجال دلم

بی تو هر شب غم عالم به سرم می ریزد
همه رویای منی و همه آمال دلم

شب دوری تو سخت است خدا می داند
درد عشق و غم هجران شده اموال دلم

بعد از آن قهوه که از چشم ترت نوشیدم
ته فنجان تو یک لحظه فقط فال دلم

من و پروانه ی تنهایی و شمع شب تار
همه آتش زده ای هم پر و هم بال دلم

همه عمرم به قمار دل تو باخته ام
آس قلب تو شده نقطه ی تک خال دلم

خواب دیدم که کسی در شب تنهایی من
دست در دست نسیم آمده دنبال دلم
دیدگاه ها (۱)

‍ بر گیسوانم عشق راسنجاق کنبگذار در آرامشِ خیالمبر قامتِ است...

نگاهت رادوست دارممیان دغدغه های عشق و تنهاییوعقربه های قلبمر...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌بوســـــه کردم؛بر لب مستت دلم دیوانــه شد.....

‍ بیا تا دست از دلتنگیبردارمبگذار قد تمام دنیابه وسعت تمام ل...

‏‍خسته جانی هستمکه تنم رنجور ناملایمات زندگی ستاز روزهای سخت...

خیال بودنت آنقدر شیرین است برای دلم که گاهی اوقاتدست خیالت ر...

⁨⁨⁨⁨حتما بخوانید👇🏼😭💔رخت عزایت را به تن کردم عزیزماصلا خودم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط