بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد نودپنج🍷🔪
خیلی عجیب بود همهچیز برام
باید ازش سر در میاوردم...
آب دهنمو قورت دادم
باید به یه طریق از این ویلا برم بیرون
خونه رو گشتم تا یه پیشگوشتی آچاری چیزی پیدا کنم
ولی نداشت
فاقد تجهیزات لازم بود ..
نگاهم به پنجره بود ، خودش بود باید از پنجره میرفتم ..
دور و برمو نگاه کردم
چند تا پالشت کوچیک برداشتم و کنار پنجره رفتم
روی هم گذاشتم
و پامو گذاشتم روش ، به پنجره رسیدم
به هر بدبختی بود خودمو انداختم اونور پنجره
اخیش
به آزادی رسیدم ، دور و برمو نگاه کردم
الان باید کجا میرفتم؟
پاهام میلرزید اما نمیتونستم خودمو کنترل کنم
میترسیدم
معلوم نبود اینجا چه خبره
اگه منو اونجا زندانی نمیکرد نمیرفتم
ولی حالا که زندانیمکرد یعنی یه خبرهایی هست
نمیدونستم از کدوم جهت برم
دور تا دورمو نگاه کردم آب دهنمو قورت دادم ..
پارت صد نودپنج🍷🔪
خیلی عجیب بود همهچیز برام
باید ازش سر در میاوردم...
آب دهنمو قورت دادم
باید به یه طریق از این ویلا برم بیرون
خونه رو گشتم تا یه پیشگوشتی آچاری چیزی پیدا کنم
ولی نداشت
فاقد تجهیزات لازم بود ..
نگاهم به پنجره بود ، خودش بود باید از پنجره میرفتم ..
دور و برمو نگاه کردم
چند تا پالشت کوچیک برداشتم و کنار پنجره رفتم
روی هم گذاشتم
و پامو گذاشتم روش ، به پنجره رسیدم
به هر بدبختی بود خودمو انداختم اونور پنجره
اخیش
به آزادی رسیدم ، دور و برمو نگاه کردم
الان باید کجا میرفتم؟
پاهام میلرزید اما نمیتونستم خودمو کنترل کنم
میترسیدم
معلوم نبود اینجا چه خبره
اگه منو اونجا زندانی نمیکرد نمیرفتم
ولی حالا که زندانیمکرد یعنی یه خبرهایی هست
نمیدونستم از کدوم جهت برم
دور تا دورمو نگاه کردم آب دهنمو قورت دادم ..
- ۱.۹k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط