هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم"...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم"...
پرم از حس دلگیری ؛ که نامش را نمیدانم"!!!

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی"...
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم"!!!

بزن نی ، باز غوغا کن " بزن دف ، شور بر پا کن"...
به هر سوزی بگریانم ، به هر سازی برقصانم"!!!

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم"!!!
تو آرامی ، من آرامم " پریشانی ، پریشانم"...

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود"!!!
که این دیوانگی ها را من از چشم تو میخوانم"...
دیدگاه ها (۲)

کاش خطی بنویسی و دلم باز شود"!!!کاش اصلا" برسی از در و آغاز ...

وقتی که من " " عاشق شدم "!!! شیطان به نامم سجده ک...

قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن هَرگِز نمیبازَم "!!!"تو" از آسِ...

ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ...ﺗﻮ را...آﻧﮕﻮﻧﻪ دوﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﻢ داﺷﺖ!...ﮐﻪ زﻧﺪاﻧﯿﻢ ﺑﺎﺷﯽ....

هیاهوے غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیرے که نامش ر...

هیاهوے غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیرے که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط