ظالمان از قلب مردم ، عشق را دزدیده اند

ظالمان از قلب مردم ، عشق را دزدیده اند
خنده را از لب گرفته ، گریه را بخشیده اند

گفته بودند ، خنده بر هر درد بی درمان دواست
این دوا از ما گرفته ، درد را بخشیده اند

آن چنان در غم گرفتاریم و از هم بی خبر
چون که رسم عاشقی را از جهان برچیده اند

در زمان ما محبت پیشه ای پرسود نیست
هر که شد کارش محبت دیگران خندیده اند

تکه ای از سنگ شد یک گوهر کمیاب و ناب
سنگ را قیمت نهاده ، جای دل بخشیده اند
دیدگاه ها (۵)

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیا...

چتر و باران همه بهانه اند!دلم؛ دلی برای خیس شدن میخواهداین چ...

ﺑﻌﻀﯿﺎﺍﺍ ﺯﯾﺮﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ !ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯿﻢﻭﻟﯽ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷ...

زمانطولانے مے شودبراے ڪسانے ڪہ غصہ دارندڪوتاہ مے شودبراے ڪسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط