تو مترو داشتم چت میکردم حس کردم بغل دستیم داره چت منو میخ

تو مترو داشتم چت میکردم حس کردم بغل دستیم داره چت منو میخونه،منم نوشتم:
((بچه ها اینجا یکی داره چتامو میخونه اما حواسش نیست زیپ شلوارش بازه))
ب همین سوی چراغ حداقل ۵ نفر به زیپاشون نگاه کردن :|
یه دختره هم اول خودشوجمع و جور کرد
بعد دید ک دارم نگاهش میکنم سرخ شد گفت :
مال من ساپورته زیپ نداره که
دیدگاه ها (۱)

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

سناریو جونگکوک

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

KIM V

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سیزدهم: طوفانِ برخ...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط