من ز وصلت چون به هجران می روم

من ز وصلت چون به هجران می روم
در بیابان مغیلان می روم،

من به خود کی رفتمی او می کشد،
تا نپنداری که خواهان می روم،

چشم نرگس خیره در من مانده‌ست،
کز میان باغ و بستان می روم!

«جناب مولانا»
دیدگاه ها (۳)

همچون شقایقم دل خونین سیاه شد،کان سرو نوبر آمده از بوستان بر...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده،چشم بینا، جان آگاه و دل...

غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت،عیش و نوش و طربم، جمله به ...

محرمی نیست که با او به کنار آرم روز،مونسی نیست که با وی به م...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط