هر لحظه بدون تو نفس مفت گرانست

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست
این حالت بی حوصلگی شاهد آنست

همدم شده ام با در و با سایه ی دیوار
این بغض گلوگیر من از فصل خزانست

برگرد که در باغ دو چشم تو بچینم
آن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست

در عمر من در به در عاصی مجنون
هر سوی بیابان جنون از تو نشانست

هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاه
آغوش تو آرام ترین جای جهان است

هرشب من وتعبیر همان خواب شب پیش
یک لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

دیوانگی و عشق و جنون و همه با هم
گرد آمده در این دل و بر روی زبانست

من یاد توام لحظه به لحظه همه عمرم
این سوز عیان را چه نیازی به بیانست
دیدگاه ها (۲۷)

خسته ام .... خسته از هیاهوی سکوت شبهایم! خسته از...

دلم یک دوست میخواهد...امیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشما...

آمدی جانم به قربانت صفا آورده ایدرد بی درمان قلبم را دوا آور...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط