گاهی وقتها مجبوری احمق باشی

گاهی وقتها مجبوری احمق باشی!

روی کاغذ مینویسم "دستهای تو"

و روی ان دست میکشم...!
دیدگاه ها (۱)

در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم!به او گف...

خدایا! خط و نشان دوزخت را برایم نکش جهنم تر از نبودنش جای...

حسـِت میکُنمـ حَتے وَقت هایے کهبی رنگ مے شَوم در روزهایتــ ...

چقـدر دوست دارمدستهای مردانـه ات راڪـه دستهای ڪوچڪم رادرآن ج...

منم همینطور برادر منم همینطور

#لایک و #بازنشر فراموش نشه 🤍🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط