من ڪه "یوسف" نشدم

من ڪه "یوسف" نشدم

تا به "عزیزی" برسم

اما نمیدانم دلم

هوس "عشق" زلیخا دارد
💔 💔
دیدگاه ها (۸)

نذرکردم تابیایی هرچه دارم مال توچشمهای خسته وپرانتظارم مال ت...

آنڪہ دائم "نفسش"حس تو را داشت منم ..!این چنین عشق تودر سینہ ...

ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮ ﺑﮕﻮ ﺩﻭسٺٺבﺍﺭﻡ ﻫﺎیٺﺭﺍ ﺑﯿﺎ ﻧﺰﺩیڪ ٺرمےخوﺍﻫـــــــــﻡﺻﺪﺁ...

امشب راتـــو برایم نقاشے کنتـــو رنگ بزن بہ خیالممیدانم کہ ز...

عشق آن است که یوسف بخورد شلاقی🌸درد تا مغز و سر و جان زلیخا ب...

من نیز ای علت باریدن شعر چو خورشید دلم زنده به عشق است.‌‌..ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط