غمیاستکهقلبمرامیفشاردعذابیاستکهازدستشراحتیندا

غمی‌است‌که‌قلب‌مرامی‌فشارد،عذابی‌است‌که‌از‌دستش‌راحتی‌ندارم‌
ونمی‌دانم‌تاچه‌وقت‌این‌چنین‌خواهم‌بود،‌خدامی‌داند،
روز‌وشب‌مثل‌کسی‌که‌خوره‌درجسدش‌افتاده‌باشدناراحتم،
قلب‌من‌مشتعل‌است‌بدون‌این‌که‌کسی‌بداندچه‌آتشی‌در‌آن‌شعله‌می‌کشد.
اختياراگر‌دست‌من‌بود،هیچ‌وقت‌دچار‌چنین‌عذاب‌وشکنجه‌ای‌نمی‌شدم
ولی‌به‌خدا،‌اختیار‌دست‌من‌نیست.‌هرچه‌هست‌تو‌هستی‌تو،...
تو..تنهاتو...

#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

شب است و خدا میداند هرکسی چه دردی دردلش دارد اما درد و غم بع...

تنها موجى که هیچ وقت از جوش و خروش نمى افتهموجِ خداست همه ى ...

_فروغ‌فرخزاد:«فِکرت‌را‌که‌می‌کنم،‌مثلِ‌این‌است‌که‌توی‌قلبم‌د...

_‌برای‌بازکردن‌سرحرف‌باکسی‌که‌دوسش‌داری‌‌بخصوص‌وقتی‌که‌قهره‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط