رازی‌ست در این سینه که عنوان شدنی نیست

رازی‌ست در این سینه که عنوان شدنی نیست
می‌میرم ازین درد که درمان شدنی نیست

حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم
بغضی‌ست در این ابر که باران شدنی نیست

در حسرت خود سوختم و باد نیامد
گیسوی تو انگار پریشان شدنی نیست

گفتی چه شد آن آدم سابق؟ چه بگویم...
شیخی که تو را دید، مسلمان شدنی نیست

صدبار دلم سوخته از دست تو، اما
ای وای بر این دل که پشیمان شدنی نیست


#حسین_دهلوی
دیدگاه ها (۰)

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

از دشمنان تا عاشقان

من به هیچ وجه به انتخابات ایران اعتبار نمی‌دهم و در آینده نی...

لونا و ويليام

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

نمونه‌ای آشکار از فعالیت یک کانال تروریستی وابسته به جریان س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط