The Rival’s Embrace🍂✨️

The Rival’s Embrace🍂✨️
Part¹²


جیمین، پس از اجرای قطعه‌ی کوتاهش، با لبخندی پرسشگر به اِت نگاه کرد.

**جیمین:** "خب، نظرت چی بود؟ زیاد خواب‌آلود نشدی؟"

**اِت:** (می‌خندد) "نه بابا! اتفاقا خیلی خوب بود. یه جورایی حس کردم تو یه کنسرت خصوصی بودم، فقط با این تفاوت که نوازنده‌اش خیلی خوش‌تیپ‌تر بود!"

**جیمین:** (با خنده) "ای بابا، اینجوری می‌گی؟ فکر کردم می‌خوای بگی زیاد شلوغ بود صداش، یا مثلاً زیادی احساسی بود. تو من رو انداختی تو دردسر! حالا باید سعی کنم دفعه‌ی بعد کمتر خوش‌تیپ اجرا کنم!"

**اِت:** "نه، شوخی کردم! ولی خب، این یه واقعیته که باید قبول کنی. حالا بگو ببینم، این قطعه‌ای که اجرا کردی، اسم خاصی داره یا فعلاً یه اسم رمزی مثل ‘آهنگِ دنبالِ گشتنِ مرموز’ روشه؟"

**جیمین:** "فعلاً اسم رمز خوبیه! البته تو ذهنم یه چیزایی هست، ولی هنوز قطعی نیست. بیشتر شبیه اینه که یه بچه دارم اسمش رو انتخاب می‌کنم؛ باید هم قشنگ باشه، هم با شخصیتش جور دربیاد."

**اِت:** "چه بامزه! پس تو الان یه جورایی پدرِ معنویِ این آهنگ هستی. و من هم که مادرخوانده‌ی افتخاری‌ش!"

**جیمین:** (چشمانش برق می‌زند) "دقیقا! عالیه! شاید باید یه بخش مخصوص برای تو هم توش بذارم، یه جور ‘تمِ مادرخوانده‌ی افتخاری’."
شروع به نواختن یک ملودی کوتاه و شاد روی کیبورد کرد.

**اِت:** "اوه! این خیلی قشنگه! احساس می‌کنم دارم تو یه فیلم کمدی رمانتیک نقش بازی می‌کنم که توش همه‌ش لباسم عوض می‌شه و هیچ‌وقت هم نمی‌فهمم چرا!"
هر دو با صدای بلند خندیدند.

**جیمین:** "دقیقا! یا شایدم یه فیلم ماجراجویی که هی تو یه دور باطل گیر می‌کنیم و آخرش می‌فهمیم که ماجرا از اول هم وجود نداشته."
مکث کرد و جدی‌تر شد.
"ولی جدا از شوخی، این حس رفاقت و همکاری خیلی برام ارزشمنده. اینکه می‌تونیم راحت حرف بزنیم، بخندیم و حتی با هم رو یه آهنگ کار کنیم، بدون اینکه هیچ فشار یا انتظاری باشه، خیلی خوبه."

**اِت:** "کاملاً موافقم. این‌طوری آدم احساس راحتی بیشتری می‌کنه. انگار که یه بار اضافه از دوشت برداشته شده. حالا بگو ببینم، این ‘آهنگِ دنبالِ گشتنِ مرموز’ قراره کجا برسه؟ یعنی چی می‌خوای بهش بگی؟"

**جیمین:** "فکر می‌کنم قراره به یه جایی برسه که آدم بفهمه، اون چیزی که دنبالش بوده، شاید از اول هم خیلی دور نبوده. فقط کافی بوده که درست بهش نگاه کنه."
نگاهی به اِت انداخت.
"شاید این آهنگ، یه جور پیام برای خودِ منه. که یادت باشه، جواب خیلی از سوالات، همین‌جاست، همین اطراف."

**اِت:** "چه خوب! یه جورایی مثل پیدا کردن یه گنج توی خونه‌ی خودت، بعد از کلی گشتن تو کوچه و خیابون."

**جیمین:** (با لبخند) "دقیقا! حالا بیا این گنج رو با هم بیشتر کشف کنیم."
دوباره شروع به نواختن کرد، این بار با شور و هیجان بیشتری. اِت با لبخندی از روی همراهی، به او گوش داد. این استودیو، دیگر فقط پناهگاه جیمین نبود، بلکه فضایی برای رشد یک دوستی واقعی و خلاق شده بود.

----------------------------

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹³شش ماه از اولین باری که اِت پایش...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹²جیمین، پس از اجرای قطعه‌ی کوتاهش...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط