نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم

نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم.
دیدگاه ها (۰)

برای دیدنم ای‌کاش در قلبِ‌تو شوقی بود ؛

من در رویای‌تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشم‌هایت و دلتنگی ؛

اگر تو مرا نخواهی ، محو و ناپیدا خواهم شد. گویی که هرگز نبود...

تا زنده‌ام ، تو زنده‌ترین در سرِ منی.

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط