پارت ۴فصل دوم

پارت ۴فصل دوم

سویانگ.مامانی من میلم پیس سوجون
مین هی.باشه برو مراقب خودت هم باش
سوبانگ.باسه*سرم پایین بود داستم میلفتم پیس سوجون تا باهم دیده بازی تنیم ولی خوردم به یک اگایی*اخخخ
تهیونگ.چرا مراقب نیستی
سویانگ.خیلیم ملاقبم ولی شما جلوتونو نمی‌بینید
تهیونگ.اخ آخ ببین فسقلی چه زبونی داره
سوبانگ.نخیلم من قسگلی نیشتم
تهیونگ.باشه ببینم تو میدونی که مینجو از کدوم طرفه
سویانگ.اقای که به من میگه فسگلی مینجو همینجاست
سویانگ.راستی شما چگلد شبیه بابایی منی
تهیونگ.مگه بابات کیه
سوبانگ.تمیدنم من تا حالا ندیدمش ولی مامانی میگه اون توی گصر زندگی می‌تونه و مثل شما خیلی حوشگله و صداشم مشل سما گشنگه ولی پنج‌سال پیش موگیی که من هنوز نبودم و توی اشمون بودم مامانم مجبور میشه از گصر بره بیرون
تهیونگ*چی نکنه اون ...اون مین هیه*اسم مامانت چیه
سویانگ.اشم مامانی منو میخوای تیچار
تهیونگ.فقط می‌خوام بدونم
سویانگ.اشمس مامان مین هیه
تهیونگ*بلاخره پیداش کردم پدر من موفق شدم ولی این دختر یعنی... دختر منه*باشه...هیییی
سویانگ.چیشده
تهیونگ.من خیلی تنهام اصلا هیچ دوستی ندارم و دلم میخواد با تو دوست بشم میشه با من دوست بشی
سویانگ.اخی باسه منو تو دوشتیم
تهیونگ.پس منو می‌بری خونتون تا باهم بازی کنیم
سویانگ.میخواشتم بلم پیس سوجون ولی باشه بلیم
تهیونگ*گذاشتمش روی شونه هام*خب خانم کوچولو از کدوم طرف بریم
سویانگ.بریم سمت راست

نظراتتون و بهم بگید
دیدگاه ها (۱)

پارت۵فصل دوممین هی.داشتم غذا درست میکردم که صدای خنده سویانگ...

پارت ۶فصل دوممین هی.هوففف اون روزی که من اومدم به اقامتگاهت....

پارت۳ فصل دوممین هی است برای همین است که مادر تو از او متنفر...

مین هی.بابایی ...خب اون قصر رو میبینیسویانگ.اله مین هی.بابای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط