ارباب پری
ارباب پری
پارت4
ویو شوگا:
پرواز مردم که ات از پله ها افتاد و غرق خون شد و سریع رفتم و گفتم(تو پارت 6دیدید) سریع بغلش کردم وپرواز کردم به سمت زیر زمین و چیهوپ و صدا میزدم چون چیهوپ همون جادوگره که (تو پارت3 موضوع) رفتم زیر زمین و چیهوپ اومد وگفت:(علامت چیهوپ@)
@سلام چیشده
_اتتتت
+ب.. ل.. ه(بادرد)
@خب چی شده
_ات از پله ها افتاد
@باشه یه لحظه
_باشه
ویوات:
چیهوپ اومد ویه سرم زد و سیاهی........
ویو شوگا:
چیهوپ به ات به سرم ول کرد و منو تو اتاق برو و گفت:
@الان من یه سرم بیهوش زدم که تا 2روز پانمیشه
_چیییی
@خب الان اگه بیدار نشه میتونم زخم مغزشو درمان کنمتا دردش نیاد
_باشه
@الان اون کیهههه
_همسرم
@همسرتتتت
_اره
@دروغ گو
_راست میگم
@بگو اسمش چیههه 😳
_ات عزیزم
نویسنده: در همان هنگام ات بیدار شدو همه شوکه شدن😳
ویو شوگا:
داشتم با چیهوپ حرف میزدم که ات از اون ور اومد باورم نمیشد چیهوپ گفت تا دو روز دیگه بیدار میشه
ویو ات:
وقتی اون چیهوپ سرم رو زد سیاهی شد و بعد نمیدونم 5 دقیقه بلند شدم که چیهوپ با شوگا حرف زد درو باز کردم که شوکاه شدن و چیهوپ گفت:
@ممکن
+چی ممکن
@ممکن نیست تو تا دو روز نباید بیدار میشدی
+خب چیشده مگه
_درست میگه این سرم تا دو روز نمیزاره بلند شی
@الان ات تو مغزت اسیب دیده
+خب الان که من هیچ حسی درد ندارم
@بیا دنبالم
+باشه
ویو ات:
دنبال چیهوپ رفتم که عقبم شوگا بود
@خب اینجا بشیدن دراز بکش
+باشه
@جشاتو ببند
+باشه
نویسنده: بعد اینکه ات دراز کشید و چشاشو بست چیهوپ اومد و یه چاقو برداشت و دست ات رو خراش کشید و گفت:
@چرا هر چه من خراش میکنم دوباره پوست میده
+چییی
_یعنی از اونایی هست که جادو دارن و به هر شکل در میان
@اره اخه غیر ممکن هست اونم یه انسان
نوی......
پارت4
ویو شوگا:
پرواز مردم که ات از پله ها افتاد و غرق خون شد و سریع رفتم و گفتم(تو پارت 6دیدید) سریع بغلش کردم وپرواز کردم به سمت زیر زمین و چیهوپ و صدا میزدم چون چیهوپ همون جادوگره که (تو پارت3 موضوع) رفتم زیر زمین و چیهوپ اومد وگفت:(علامت چیهوپ@)
@سلام چیشده
_اتتتت
+ب.. ل.. ه(بادرد)
@خب چی شده
_ات از پله ها افتاد
@باشه یه لحظه
_باشه
ویوات:
چیهوپ اومد ویه سرم زد و سیاهی........
ویو شوگا:
چیهوپ به ات به سرم ول کرد و منو تو اتاق برو و گفت:
@الان من یه سرم بیهوش زدم که تا 2روز پانمیشه
_چیییی
@خب الان اگه بیدار نشه میتونم زخم مغزشو درمان کنمتا دردش نیاد
_باشه
@الان اون کیهههه
_همسرم
@همسرتتتت
_اره
@دروغ گو
_راست میگم
@بگو اسمش چیههه 😳
_ات عزیزم
نویسنده: در همان هنگام ات بیدار شدو همه شوکه شدن😳
ویو شوگا:
داشتم با چیهوپ حرف میزدم که ات از اون ور اومد باورم نمیشد چیهوپ گفت تا دو روز دیگه بیدار میشه
ویو ات:
وقتی اون چیهوپ سرم رو زد سیاهی شد و بعد نمیدونم 5 دقیقه بلند شدم که چیهوپ با شوگا حرف زد درو باز کردم که شوکاه شدن و چیهوپ گفت:
@ممکن
+چی ممکن
@ممکن نیست تو تا دو روز نباید بیدار میشدی
+خب چیشده مگه
_درست میگه این سرم تا دو روز نمیزاره بلند شی
@الان ات تو مغزت اسیب دیده
+خب الان که من هیچ حسی درد ندارم
@بیا دنبالم
+باشه
ویو ات:
دنبال چیهوپ رفتم که عقبم شوگا بود
@خب اینجا بشیدن دراز بکش
+باشه
@جشاتو ببند
+باشه
نویسنده: بعد اینکه ات دراز کشید و چشاشو بست چیهوپ اومد و یه چاقو برداشت و دست ات رو خراش کشید و گفت:
@چرا هر چه من خراش میکنم دوباره پوست میده
+چییی
_یعنی از اونایی هست که جادو دارن و به هر شکل در میان
@اره اخه غیر ممکن هست اونم یه انسان
نوی......
- ۱.۰k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط