Sudden bloom\part¹

Sudden bloom\part¹

عصر جمعه بود. نور غروب از پشت ابرهای خاکستری عبور کرده بود و به داخل استودیوی تمرین می‌تابید. گروه در حال تمرین برای آلبوم جدیدشون بودند.

ا.ت با تمرکز روی متن ترانه کار می‌کرد. قلم رو روی کاغذ می‌کشید و گوشه‌های لبش رو با تمرکز گرفته بود. بنگچان پشت میز تنظیم صدا ایستاده بود، با هدفون روی گوشش و چشم‌هایی که روی صفحه مانیتور قفل شده بود.

«اینجا... باید تغییرش بدی.» بنگچان یهو گفت.
ا.ت سرش رو بلند کرد. «آخه چرا؟ فکر می‌کنم همین طوری بهتره. متن آهنگ دقیقاً همون حسی رو می‌ده که می‌خوایم.»

بنگچان هدفون رو از روی گوشش برداشت و به دختر نگاه کرد. «نه، این دقیقاً همون‌جوری نیست که من می‌خوام. باید با ریتم هماهنگ باشه.»

«بنگچان... تو همیشه فکر می‌کنی راه خودت درسته. چرا نمیزاری ایده منم توی آهنگ باشه؟» صدای ا.ت کمی بالا رفت.

بنگچان نفس عمیقی کشید، اما این بار عصبانیت توی چشماش نمایان شد: «چرا حرفم رو درک نمیکنی...؟! این ریتم به این متن آهنگ نمیخوره! تو هیچ وقت حرفم رو نمی‌فهمی!»

سکوت سنگینی کل استودیو رو در بر گرفت. حتی جیسونگ و فیلیکس هم که داشتن از دور تماشا می‌کردن، خشک‌شون زد.

ا.ت تعجب کرد، انگار که توی صورتش سیلی خورده بود.

ا.ت با کمی مکث لب زد. «تو... تو نمی‌تونی همین‌جوری با من حرف بزنی. ما پنج ساله که کنار هم هستیم. تو نمی‌تونی فکر کنی که من هیچی نمی‌فهمم.»

بنگچان لب‌هاش رو محکم به هم فشرده بود. نفس‌نفس می‌زد. ا.ت می‌دونست که ممکنه حرف بدی بزنه، پس دیگه چیزی نگفت.

«کافیه.» ا.ت مکث کرد. «دیگه امروز نمیتونم بیشتر از این ادامه بدم...»

و بدون اینکه به کسی نگاه کنه، از استودیو بیرون دوید.
---
باران از اون زمان شروع شده بود. قطره‌های بزرگ به شیشه‌های خیابان می‌خوردند و مثل اشک می‌باریدن. ا.ت بیرون از ساختمان کمپانی توی ایستگاه اتوبوس وایستاده بود و منتظر بود که هوا کمی بهتر بشه.

«ا.ت؟»

صدای لینو از پشت سرش شنیده شد. اون با یه چتر توی دستش اومده بود.

«هی... لینو.» ا.ت پاسخ داد، صدای لرزونش رو پنهون کرد.

لینو بدون اینکه چیزی بگه، چتر رو روی سر اون گرفت. «بیا، میبرمت خوابگاه معلومه حالت خوب نیست.»

ا.ت سرش رو به نشونه موافقت تکان داد، اما توی اعماش وجودش احساس می‌کرد که چیزی شکسته. چیزی که شاید دیگه هرگز درست نشه.

ادامه دارد....

#استری_کیدز #بی_تی_اس #هان #هیونجین #فلیکس #لینو #مینهو #چانگبین #بنگچان #جونگین #سونگمین #سناریو #فیکشن
دیدگاه ها (۸)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

ادامه سناریو

Afterglow

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

ریاکشن پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط