پدر بزرگ تسبیح در دست

پدر بزرگ تسبیح در دست
به آسمان نگاه میکند و میگوید
خدایا هرچه خیر است
دستش را میبوسم
کمی در فکر میروم
اگر خیر هم نباشی من بازهم میخواهمت
دیدگاه ها (۱)

🌸حرف بزن...اما طوری حرف بزن که بدانی خدایت راضی است و به تو ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

part 4

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

خلاصه رمان : آنجلینا دختری که همبازی بجگیش تبدیل به کسی میش...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

𓆩 پارت ۵۰ 🖤🥀 𓆪جیمین با ناباوری گوشی رو پایین آورد.ات: چی شده...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۷: وقتی قصر بالاخره نفس کشیدچند لحظه بعد ...

پشت نقاب عشق 💗جونگ‌کوک دست ا.ت رو توی دستش گرفت و همراهش از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط