هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر
هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر
من که تی پا خورده ی عشقم , چه می خواهی دگر
پیش تو هر روز مثل شاخه ی خشک انار
خرد شد احساس من حتی کمی هم بیشتر
شیشه را نشکن گناهش پای سنگی می زنند
که ندارد ذره ای سر رشته در کار بشر
آنقدر افتاده ام از چشمهایت رحم کن
من ندارم تاب توفانی چنین آسیمه سر
عشق می خواهم بلندم کن , نگاهم کن عزیز
من خودم دیوانه ام اما پر از خون جگر
من که تی پا خورده ی عشقم , چه می خواهی دگر
پیش تو هر روز مثل شاخه ی خشک انار
خرد شد احساس من حتی کمی هم بیشتر
شیشه را نشکن گناهش پای سنگی می زنند
که ندارد ذره ای سر رشته در کار بشر
آنقدر افتاده ام از چشمهایت رحم کن
من ندارم تاب توفانی چنین آسیمه سر
عشق می خواهم بلندم کن , نگاهم کن عزیز
من خودم دیوانه ام اما پر از خون جگر
- ۱.۲k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط