ﺣﻤﻮﻡ ﺭﻓﺘﻦ ما تو ﻛﻮدکیمون 😐 😔 😢

ﺣﻤﻮﻡ ﺭﻓﺘﻦ ما تو ﻛﻮدکیمون 😐 😔 😢
ﺍﻭﻟﺶ می رﻓﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﺣﻤﻮمی ﻛﻪ ﻧﻪ ﺁﺏ ﺳﺮﺩﺵ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩﻧﻪ آب ﮔﺮﻣﺶ ، ﻳﻬﻮ ﺁﺏ می شد ٢٠ ﺩﺭﺟﻪ ﺯﻳﺮ ﺻﻔﺮ و ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎ ﻫﻢ٧٠ ﺩﺭﺟﻪ ﺑﺎﻻی ﺻﻔﺮ

ﺑﻌﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﺮﺍمی ﺑﺎ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﭘﺎﻭﻩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮغی ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻴﺎﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭﺳﺮﻣﻮﻥ ﻛﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎی ﻣﻐﺰمون ٤ ﺳﺎﻧﺖ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﻣﻴﺸﺪ ، ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺟﻴﻎ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻭقتی ﺑﻮﺩ که ﺑﺎ ﻛﻴﺴﻪ ﻛﻠﻔﺖ ﻭ ﺿﺨﻴﻢ ﻣﻴﺎﻓﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺟﻮﻧﻤﻮﻥ ، ٢ ﻻﻳﻪ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﻤﻮﻥ ﻛﻨﺪﻩ ﻣﻴﺸﺪ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﭼﺮﻛﻪ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻴﺪﺍﺩ
ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﻳﻪ کتکی ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻳﻢ که چرا اینقدر وول می خوری ؛ (اصلا وول نمی خوردیما ، شدت فشارکیسه کشی ما رو اینور و اونور می کشوند)


ﺁﺥ ﺁﺥ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻨﮓ ﭘﺎزﺩﻥ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ هیچی ، ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ سنگ پا ﺯﺩﻥ ۲ ﺳﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﻗﺪمون ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﻴﺸﺪ😫 😫 😫 😫

ﻭقتی ﺣﻤﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﻴﺸﺪ کلی ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻨﻤﻮﻥ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻭ ﻳﻪ ﻳﻘﻪ ﺍسکی ﻫﻢ ﺭﻭﺵ ، ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ خستگی ﻭ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺍﺑﻤﻮﻥ ﻣﻴﺒﺮﺩ

آخرش ﻫﻤﻪ میگفتن : ﺁخیش ﻧﻴﮕﺎﺵ ﻛﻦ . تمیز شد ﭼﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ
نمی دونستن بیهوش شدیم ما😐 😂 😂
دیدگاه ها (۴)

یه طوطی بی ادب همیشه به صاحبش فُش میداد صاحبش یه پارچه برای ...

آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت گیرددلت میخواهد...

تقدیم به همه بانوان زنی را می شناسم من 🌹 که در یک گوشه ی خا...

خونه تکونی آخر سال شیرازیاخو از کجا شرو کنممبلوکه سنگینهقالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط