(استاد جذاب من) )ლ( پارت 68 `ლ
(استاد جذاب من) )ლ( پارت 68 `ლ
با لباس کوتاه قرمز، چکمه های قرمز همرنگ لباس اش گوشواره های سفید دراز ، استایل اش را کامل کرده بود درحالیکه بازوی برادر اش را گرفته بود با لبخند وارده آن جشن باشکوه شد سالن زیبایی بزرگی که حاصل از میز های زیبایی که دورش صندلی بودن گلدون های که گوشه گوشه از سالن گذاشته شده بودن زیباییش را بیشتر کرده بود پرسنل سرویس نوشیدنی دهی پشته کانتر که شیشه های هر مدل نوشیدنی های پشته سرشون قرار داشت ایستاده بودن ،،، آن دونفر به سمته یکی از میز های رفتن و بلافاصله نشستن دختره با چشم هایش دنبال جیمین میگشت که یهو دیدش رو گرفت کنار کانتر نوشنیدی ها رویه صندلی روبه روی لوهان نشسته بود درحال حرف زدن بود خیلی با اضطراب حرف میزد کنجکاو به صندلی اش تکیه داد( یعنی داره مورد چی حرف میزنه اوفففف اگه الان برم پیش شون باز میگه مزاحم .. با صدای گارسون سریع به طرف بالا نگاه کرد سینی نوشنیدی ها رو جلو اش گرفته بود دختره با لبخند لیوان آب گیلاس خوشمزه خنک رو برداشت دوباره نگاه تیز اش را به آن دونفر دوخت جیمین لیوان ودکا رو سر سمته دهانش برد کمی ازش نوشید با چهره جدی اش لب زد جیمین : مزخرف نگو من به هیچ وجه اعتراف نمیکنم بهش
لوهان: اینجوری که نمیشه تو تا ابد عاشقش بمونی ولی بهش نمیگی خوب به من بگو اون کیه که تو عاشقش شدی
جیمین لیوان اش را کمی تکون داد که باعث نمود خوردن مانع داخل لیوان اش شد با پوزخندی گفت جیمین : دیگه چی اصلا بهت نمیگم که کیه
لوهان : خیلی نامردی ولی هرچه زودتر بهش اعتراف کن نزار عشقت ماله یکی دیگه بشه همین امشب برو بهش بگو حالا هم پاشو بریم پیشه می کو و ات
جیمین نگاهش رو سمته اون دختره چرخوند لحظه ای به دختره خیره شد با لبخند زیبایی باز هم مثله همیشه حرف های شیرینی شیرینی میزد و این کارهایش دم به دقیقه این پسر رو عاشق خودش میکرد با کشیده شدن کتش توسط لوهان از رویه صندلی بلند شد و سمته آنها قدم برداشت نزدیکشون شدن صندلی ها رو عقب کشیدن و هر دو روبه روی آنها نشستن لوهان مثله همیشه با استایل شیک کت شلوار سیاه با دکمه های زرد با صدای آرومی نجوا نمود لوهان : خوش میگذره
دختره کیوت و شیطون زودتر از آنها جواب داد ات : آره خیلی خوش میگذره همه جا خیلی قشنگ شده
جیمین : واقعا به نظر من که اینجوری نیست
می کو : نه به نظر من خوب شده جیمینی تو اشتباه میکنی
لوهان: بیخیال الان میخواهید سره این بحث کنید
جیمین یه پایش را رو اون یکی پایش گذاشت و کت مشکی اش را کمی از هم فاصله داد پوزخندی زد و روبه دختر لب زد جیمین : چه بحثی اونم رو این موضوع
دختره سرش را پایین گرفت ولی زیر چشمی همش به جیمین نگاه میکرد اون کت مشکی با شلوار قرمز رژ قرمزی که زده بود لب هایش خواستنی تر برای اون دختر شده بود حنا نمیتونست لحظه ای از لب هایش چشم برداره..
همه مشغول حرف زدن بودن جشن خوبی شده بود سرگرم کننده برای همه ..
با لباس کوتاه قرمز، چکمه های قرمز همرنگ لباس اش گوشواره های سفید دراز ، استایل اش را کامل کرده بود درحالیکه بازوی برادر اش را گرفته بود با لبخند وارده آن جشن باشکوه شد سالن زیبایی بزرگی که حاصل از میز های زیبایی که دورش صندلی بودن گلدون های که گوشه گوشه از سالن گذاشته شده بودن زیباییش را بیشتر کرده بود پرسنل سرویس نوشیدنی دهی پشته کانتر که شیشه های هر مدل نوشیدنی های پشته سرشون قرار داشت ایستاده بودن ،،، آن دونفر به سمته یکی از میز های رفتن و بلافاصله نشستن دختره با چشم هایش دنبال جیمین میگشت که یهو دیدش رو گرفت کنار کانتر نوشنیدی ها رویه صندلی روبه روی لوهان نشسته بود درحال حرف زدن بود خیلی با اضطراب حرف میزد کنجکاو به صندلی اش تکیه داد( یعنی داره مورد چی حرف میزنه اوفففف اگه الان برم پیش شون باز میگه مزاحم .. با صدای گارسون سریع به طرف بالا نگاه کرد سینی نوشنیدی ها رو جلو اش گرفته بود دختره با لبخند لیوان آب گیلاس خوشمزه خنک رو برداشت دوباره نگاه تیز اش را به آن دونفر دوخت جیمین لیوان ودکا رو سر سمته دهانش برد کمی ازش نوشید با چهره جدی اش لب زد جیمین : مزخرف نگو من به هیچ وجه اعتراف نمیکنم بهش
لوهان: اینجوری که نمیشه تو تا ابد عاشقش بمونی ولی بهش نمیگی خوب به من بگو اون کیه که تو عاشقش شدی
جیمین لیوان اش را کمی تکون داد که باعث نمود خوردن مانع داخل لیوان اش شد با پوزخندی گفت جیمین : دیگه چی اصلا بهت نمیگم که کیه
لوهان : خیلی نامردی ولی هرچه زودتر بهش اعتراف کن نزار عشقت ماله یکی دیگه بشه همین امشب برو بهش بگو حالا هم پاشو بریم پیشه می کو و ات
جیمین نگاهش رو سمته اون دختره چرخوند لحظه ای به دختره خیره شد با لبخند زیبایی باز هم مثله همیشه حرف های شیرینی شیرینی میزد و این کارهایش دم به دقیقه این پسر رو عاشق خودش میکرد با کشیده شدن کتش توسط لوهان از رویه صندلی بلند شد و سمته آنها قدم برداشت نزدیکشون شدن صندلی ها رو عقب کشیدن و هر دو روبه روی آنها نشستن لوهان مثله همیشه با استایل شیک کت شلوار سیاه با دکمه های زرد با صدای آرومی نجوا نمود لوهان : خوش میگذره
دختره کیوت و شیطون زودتر از آنها جواب داد ات : آره خیلی خوش میگذره همه جا خیلی قشنگ شده
جیمین : واقعا به نظر من که اینجوری نیست
می کو : نه به نظر من خوب شده جیمینی تو اشتباه میکنی
لوهان: بیخیال الان میخواهید سره این بحث کنید
جیمین یه پایش را رو اون یکی پایش گذاشت و کت مشکی اش را کمی از هم فاصله داد پوزخندی زد و روبه دختر لب زد جیمین : چه بحثی اونم رو این موضوع
دختره سرش را پایین گرفت ولی زیر چشمی همش به جیمین نگاه میکرد اون کت مشکی با شلوار قرمز رژ قرمزی که زده بود لب هایش خواستنی تر برای اون دختر شده بود حنا نمیتونست لحظه ای از لب هایش چشم برداره..
همه مشغول حرف زدن بودن جشن خوبی شده بود سرگرم کننده برای همه ..
- ۱۷.۱k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط