.

.
از کودکیم این را خوب به یاد دارم...
گاهی تمام اسباب بازی هایم را کنار میزدم...
گوشه ای از اتاق کوچکم زانوی غم بغل میگرفتم...
نمیدانم چرا...
از همان بچگی گاهی توقع داشتم مرا به حال خود بگذارند...
بزرگ که شدم همینطور بودم...
با تمام انرژی و شور و شوقی که داشتم... گاهی میخواستم تنها و دور از همه باشم...
تا اینکه این اتفاق لعنتی افتاد...
بعد از تو... هیچوقت تنهایی را دوست نداشتم... میخواستم همیشه باشی...
همیشه بمانی...
از دور نگاه کردن به تو مرا قانع نمیکند...
نه صدایی... نه نگاهی... نه لبخندی...
نه حتی حسی...
شاید بهتر بود همان روال کودکیم را ادامه میدادم...
کاش هنوز هم گریه هایمان با یک نوازش کوتاه قطع میشد...
کاش هنوز هم با شنیدن 'من کنارتم، نترس' آرام میشدیم...
هراس بی تو ماندنم ادامه دارد .
دیدگاه ها (۲)

My lovely neighbor part : 65

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

.....//برده ی زیبا//......

شاید باور نکنی، مادر مهربانم،😢با اینکه بزرگ شده ام گاهی بیشت...

اون زمان ها وقتی بچه تر بودم و خیلی چیزها برام ساده بود و در...

‌توی دهاتمون فقط زمین ما و کناریمون بود که باغانار بود ،بقیه...

‌توی دهاتمون فقط زمین ما و کناریمون بود که باغانار بود ،بقیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط