دلتنگم
دلتنگم...
دلتنگیهایم را
لبِ جوی میبرم
مینشینم ،شعر میکنم
و برگبرگِ خاطراتِ خیس را
ورق میزنم
تو
چون برگریزانِ پاییز از دور میآیی
با صدایی برخاسته از «دوستت دارم»
که نغمهی عشق را در گوشِ خاطرم
زمزمه میکند
یک آن
باران تمامِ صورتم را در آغوش میگیرد
با چشمهایی نیمهباز و نیمهبسته
تو را در هر قطره میبینم
باد لایِ گیسوانم میوزد
و برگها با ناز قصهی آمدنت را
میرقصند
من
در نگاهت گم میشوم
و در خاطرهات جا میمانم
ای کاش پیدا شوی از آنسویِ دلتنگی
تا کنارِ این جوی دوباره شعر شویم...
#ثریا_شجاعی_اصل
#فرشت
#دلتنگی
#ویسگون
#عاشقانه
#تنهایی
┄✨🍃🌸❊🌸🍃✨┄
دلتنگیهایم را
لبِ جوی میبرم
مینشینم ،شعر میکنم
و برگبرگِ خاطراتِ خیس را
ورق میزنم
تو
چون برگریزانِ پاییز از دور میآیی
با صدایی برخاسته از «دوستت دارم»
که نغمهی عشق را در گوشِ خاطرم
زمزمه میکند
یک آن
باران تمامِ صورتم را در آغوش میگیرد
با چشمهایی نیمهباز و نیمهبسته
تو را در هر قطره میبینم
باد لایِ گیسوانم میوزد
و برگها با ناز قصهی آمدنت را
میرقصند
من
در نگاهت گم میشوم
و در خاطرهات جا میمانم
ای کاش پیدا شوی از آنسویِ دلتنگی
تا کنارِ این جوی دوباره شعر شویم...
#ثریا_شجاعی_اصل
#فرشت
#دلتنگی
#ویسگون
#عاشقانه
#تنهایی
┄✨🍃🌸❊🌸🍃✨┄
- ۸.۰k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط