قلب شیشه ای پارت

قلب شیشه ای پارت ⑧①
جونگکوک: هیونجین توی اشغال داری چه گوهی میخوری هننننن
هیونجین: برو گمشو اصلا به توچه فضول سگ
جونگکوک: دیدم بحث کردن با اون پسره گاو فایده ای نداره رو ات هم میلرزه سریع دویدم دستشو گرفتم و سمت ماشین رفتم و بادیگاردا گفتم چشمشون رو بگیرن و از تو ماشین برن

ات: هقــ... هق
جونگکوک: هی گریه نکن
ات: کوک ازت ممنونم ولی میشه چشماتو ببندی یا پشت کنی
کوک: باشه چشمام رو می بندم حالا گریه نکن تا برسونمت خونه
ات: باش... هق
ات: کوک ولی اگه تو نبودی من... من
جونگکوک؛: باشه فهمیدم منظورتو الان میرسیم خونت نزدیکیم
ات: کوک از پشت ماشین معلومم که لباس تنم نیس
جونگکوک: نوچ چون شیشه ها دودی هس
............
جونگکوک: رسیدیم
ات: من الان چطور پیاده شم اخه من که لختم تو هم با مایو هستی
جونگکوک: اممممم.... ات برو اون پشت یک کت هست اون رو بردار
ات: باشه صبر کن..... عا پیداش کردم
جونگکوک: خب بده من... من مایوم رو در میارم تو بگیر بپوش کتمم رو روش بپوش بعدا بهم بده
ات: خب خودت چی
جونگکوک: من الان میرم خونه
ات: جونگکوک از خیلی ممنونم
کوک: کاری نکردم که یک کت دادم دستت فقط
ات: باییییی
کوک: بای بای
___________
ویو ات
خیلی حالم بد بود رفتن دوش حموم رو باز کردم وان حموم رو پر کردم و نشستم که قطره قطره از چشم ها اشک می ریخت داخل وان دراز کشیدم و به امروز فکر کردم که به بقیه و یجی و لیا و... چقدر خوشگذشت ولی امروز بدترین روز عمرم بود
بعد ۳۰مین اومدم بیرون و موهامو خشک کردم
الان من چطور تو روی جونگکوک نگاه کنم یا تو روی هیونجین یعنی من فردا مدرسه برم چی میشه یا اصلا مدرسم رو عوض کنم چی¿ نه نمیشه اون باز دنبالم میاد اگه اون شب بار نرفته بودم به خاطر یجی این اتفاق سرم نمی اومد
رفتم رو تخت دراز کشیدیم تا یکم استراحت کنم
ویو جونگکوک
زنگ زدم به تهیونگ و جیمین تا براشون بگم چرا رفتم که....
شرطا
~ میزارم شما لایکتون رو بکنید😐~
#ایتزی #وانشات #فیک #فیک_بی_تی_اس #سناریو #جیمین #جونگکوک #تهیونگ #شوگا #هیونجین #کیوت #کیدراما #انیمه #خوناشام #الف #جانگ_هوسوک #بنگتن #آرمی #ارمی #پریسا #کیپاپ #نفر_بعدی_در_کار_نیست #موسیقی #مونبین #استرو #اکسو #جیهوپ #آهنگ #سلبریتی #آیدل #جونگکوک #جونگ_کوک #کوکی #کوک #تهکوک
دیدگاه ها (۹)

قلب شیشه ای پارت ⑨①ویو تهیونگوقتی شنیدم گفت ات تو اون موقعیت...

حوصلم چوخیده یکی یا دوتا پارت میزارم الان 눈_눈 #ایتزی #وانشات...

قلب شیشه ای پارت ⑦①تهیونگ: ولی خوب معلوم بود فشاری شدهجونگکو...

قلب شیشه ای پارت ⑥①جیمین: ات می تونم کنارت بشینمات؛: اهومجیم...

ویو ات: صبح شده بود دلم درد میکرد بلند شدم رفتم تا جونکوکو پ...

پارت17فصل1صبح روز بعدات صبح بیدار شد و دید کوک هنوز خواب داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط