#وای_مادرم

#وای_مادرم

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را
با گریه می بینم غروب آخرت را

من التماس لحظه های درد هستم
آیا نگاهی می کنی دور و برت را؟

دست مرا بستند و پشتم را شکستند
می بینی آیا حال و روز حیدرت را؟

حالا که روی پای من از حال رفتی
فهمیده ام اوضاع و احوال سرت را!

پروانه حرف عشق را هرگز نمی زد
می دید اگر یک مشت از خاکسترت را

افتاده ام پشت درِ قفل نگاهت
واکن دوباره چشمهای نوبرت را

بر زانوی تنهایی خود سر گذارم
وقتی ندارم بر سر زانو سرت را

شاعر: #علیرضا_لک
#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا_س
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
دیدگاه ها (۵)

قلب من بیشتر از بازوی تو درد گرفتچقدر جایزه آن قنفذ نامر...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت رابا گریه می بینم غروب آخرت رامن...

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت رابا گریه می بینم غروب آخرت رامن...

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت رابا گریه می بینم غروب آخرت رامن...

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد.

▪️🍂▪️بر زانوی تنهایی‌ام دارم سرت را🍂با گریه می‌بینم غروب آخر...

شاید این شعر طولانی باشه اما فوق العاده اس حتما حوصله کنید و...

نقاشی نقش می کنم خودم و خودت را در یک کاغذ جمع و جورکوچک که...

علی مولای مظلومان عالمبگو از نارفیقان چون بنالم از آن شامی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط