کابوس عشق فصل۳ پارت۴
کابوس عشق فصل۳ پارت۴
ادامه: سوزی داشت لباسش رو تمیز میکرد. که یکدفعه یکنفر از پشت سر اون رو بوسید و لباش رو نوازش کرد. سوزی نمیدونست باید چیکار کنه بعد دید که اون پسر مو خاکستریست. اون پسره: اسمم لوکیه. سوزی قرمز شده بود میخواست خودشو بکشه کنار ولی اون پسره اون رو گرفت. لوکی: کجا با این عجله بعد دم گوشش گفت: نترس نمیخوام با هات کاری کنم. بعد گردنشو شروع کرد به بوسه زدن و گاز زدن. بعدش احساس کرد که یکنفر داره میاد. خودشو کشید کنار و رفت. رده گازاش و بوسه هاش روی گردن سوزی هنوز مونده بود. مایکل: سوزی! سوزی دست و پاش رو گم کرده بود. مایکل ادامه داد: تو....تو. حالت خوبه؟ سوزی: ...... مایکل سوزی رو تو آغوش گرفت و متوجه رد های روی گردن سوزی شد و یه دستمالی رو خیس کرد و روی گردن مالوند و بعد به سوزی گفت: بدو بیا بریم. سوزی به خودش اومد و رفت به کاراش رسید.
ادامه: سوزی داشت لباسش رو تمیز میکرد. که یکدفعه یکنفر از پشت سر اون رو بوسید و لباش رو نوازش کرد. سوزی نمیدونست باید چیکار کنه بعد دید که اون پسر مو خاکستریست. اون پسره: اسمم لوکیه. سوزی قرمز شده بود میخواست خودشو بکشه کنار ولی اون پسره اون رو گرفت. لوکی: کجا با این عجله بعد دم گوشش گفت: نترس نمیخوام با هات کاری کنم. بعد گردنشو شروع کرد به بوسه زدن و گاز زدن. بعدش احساس کرد که یکنفر داره میاد. خودشو کشید کنار و رفت. رده گازاش و بوسه هاش روی گردن سوزی هنوز مونده بود. مایکل: سوزی! سوزی دست و پاش رو گم کرده بود. مایکل ادامه داد: تو....تو. حالت خوبه؟ سوزی: ...... مایکل سوزی رو تو آغوش گرفت و متوجه رد های روی گردن سوزی شد و یه دستمالی رو خیس کرد و روی گردن مالوند و بعد به سوزی گفت: بدو بیا بریم. سوزی به خودش اومد و رفت به کاراش رسید.
- ۸۳
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط