ملکه من
ملکه من:
p12:
بعد خوردن یه نودل رفتم خونه که با مادر عصبانیم رو به رو شدم
م.ت:چرا دیر اومدی؟
ا.ت: ببخشید یه اتفاقی افتاد
م.ت:مهم نیست دوباره همون همکارت اومد دنبالت میگشت
ا.ت:اینبارم اسمشو نپرسیدی؟
م.ت:چرا گفت امممممم جیمین بود
ا.ت:ای وای نه
سریع زنگ زدم بهش چون مطمئن بودم داره دنبالم میگرده
جیمین: ا.ت کجایی؟
ا.ت:اومدم خونه بله؟
جیمین:هوفففف متأسفم که اون طور باهات حرف زدم
ا.ت:اشکال ندارد ممنونم که حالم پرسیدی فقط لطفاً درباره امروز به هیشکی نگو
جیمین:اگه تو میخوای باشه
قطع کردم و برای یک روز سخت آماده شدم
ویو فردا صبح:
......:مدل مرد نیومده
ا.ت:خب یه جایگزین پیدا کنید
.........:دیر میشه
ا.ت:پس چیکار کنیم؟
جیمین:من انجامش میدم
.......: ممنون آقا
چی؟ نه نه نه نه آخه چرا؟ لباسمو پوشیدم یه کراپ تنگ که نافم معلوم بود با یه شلوار جین آبی تیره پوشیدم و با کتونی سفید ست کردم و بعد آرایش رفتم که عکاسی انجام بشه اونم با جیمین؟وای من چه گناهی کردم که باید هم مدل بشم هم یه عکس کاپلی با کراشم بگیرم؟وقتی میدونه دوسش دارم چرا آنقدر زجرم میده؟ شلوار سفید با کمر بند باریک مشکی و پیراهن مشکی این همون مدلی بود که خودم طراحی کرده بودم و واقعا به جیمین میومد همیشه لباس های که طراحی میکردم رو داخل تن جیمین تصور میکردم دکمه ی بالا رو باز کرد و کتونی مشکی رو از برند خودمون رو پاش کرد آرایش گر موهای صاف شو فر دار میکرد نه اصلا بهش نمیاد باید موهاشو بالا بده
جیمین:نه این مدل مو رو دوست ندارم ا.ت بیا اینجا
ا.ت:بله رئیس؟
جیمین:تو چطور ترجیح می دی؟
ا.ت:خب اگه صاف بمونه و چتری رو حذف کنیم بهتر میشه
شونه رو از دست آرایش گر رفتم و خودم دست به کار شدم بعد پنج دقیقه تموم شد یه تار مو رو هم جلو صورتش آوردم تا جذاب تر به نظر برسه و رفتیم تا عکاسی رو شروع کنیم
p12:
بعد خوردن یه نودل رفتم خونه که با مادر عصبانیم رو به رو شدم
م.ت:چرا دیر اومدی؟
ا.ت: ببخشید یه اتفاقی افتاد
م.ت:مهم نیست دوباره همون همکارت اومد دنبالت میگشت
ا.ت:اینبارم اسمشو نپرسیدی؟
م.ت:چرا گفت امممممم جیمین بود
ا.ت:ای وای نه
سریع زنگ زدم بهش چون مطمئن بودم داره دنبالم میگرده
جیمین: ا.ت کجایی؟
ا.ت:اومدم خونه بله؟
جیمین:هوفففف متأسفم که اون طور باهات حرف زدم
ا.ت:اشکال ندارد ممنونم که حالم پرسیدی فقط لطفاً درباره امروز به هیشکی نگو
جیمین:اگه تو میخوای باشه
قطع کردم و برای یک روز سخت آماده شدم
ویو فردا صبح:
......:مدل مرد نیومده
ا.ت:خب یه جایگزین پیدا کنید
.........:دیر میشه
ا.ت:پس چیکار کنیم؟
جیمین:من انجامش میدم
.......: ممنون آقا
چی؟ نه نه نه نه آخه چرا؟ لباسمو پوشیدم یه کراپ تنگ که نافم معلوم بود با یه شلوار جین آبی تیره پوشیدم و با کتونی سفید ست کردم و بعد آرایش رفتم که عکاسی انجام بشه اونم با جیمین؟وای من چه گناهی کردم که باید هم مدل بشم هم یه عکس کاپلی با کراشم بگیرم؟وقتی میدونه دوسش دارم چرا آنقدر زجرم میده؟ شلوار سفید با کمر بند باریک مشکی و پیراهن مشکی این همون مدلی بود که خودم طراحی کرده بودم و واقعا به جیمین میومد همیشه لباس های که طراحی میکردم رو داخل تن جیمین تصور میکردم دکمه ی بالا رو باز کرد و کتونی مشکی رو از برند خودمون رو پاش کرد آرایش گر موهای صاف شو فر دار میکرد نه اصلا بهش نمیاد باید موهاشو بالا بده
جیمین:نه این مدل مو رو دوست ندارم ا.ت بیا اینجا
ا.ت:بله رئیس؟
جیمین:تو چطور ترجیح می دی؟
ا.ت:خب اگه صاف بمونه و چتری رو حذف کنیم بهتر میشه
شونه رو از دست آرایش گر رفتم و خودم دست به کار شدم بعد پنج دقیقه تموم شد یه تار مو رو هم جلو صورتش آوردم تا جذاب تر به نظر برسه و رفتیم تا عکاسی رو شروع کنیم
- ۴.۴k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط