بگذار ...

بگذار ...
بگویم ،
آخر فهمیدم ...
چه ربطی،
بهم داریم !!!

" تو "
ادامه ی
" وجود منی . . ."
دیدگاه ها (۱)

چشمهایت را آغوش میکنمبا دستهایت راه میرومموهایت را می بوسملب...

کاغذ و خودکارت رو بزار جلوت ...آدمهای زندگیت رو یکی یکی بنوی...

وقتی لبخند بدنبال جاییبرای نشستن میگرددبا تمام وجود آرزو می ...

مخاطب اگه خــــــــاص باشه ! ...لازم نیست شما دورش رو از این...

عشق یعن پاک نآم تو در سرنوشتم

گر بگویم که در تو در خون منی بُهتان نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط