Big guy

Big guy.......
چانگبیناااااا
دختر بلند اسم دوست پسرشو تو خونه صدا زد و از کاناپه بلند شد و کل خونه رو دویید تا دوست پسرشو پیدا کنه. اول از اشپزخونه شروع کرد و بعد از ندیدن دوست پسرش به سمت اتاقای بالا رفت شروع به تک تک باز کردن تموم اتاقا کرد. بعد از بستن اخرین در اتاق تعجب کرد.یعنی دوست پسرش کجا بود
یعنی کجا میتونه باشه این وقت شب
شروع کرد به مرور کردن امروزش با دوست پسرش. تا جایی که یادش میومد صبح باهمدیگه بلند شدن و صبحانه درست کردن و باهم ظرفای صبحانه رو شستن و اهنگ گوش کردن و بعدش هم دختر شروع به ور رفتن با گوشیش کرد...صبر کن ببینم. با گوشیش ور میرفت؟مگه ور رفتن با گوشیش چقدر طول کشید که حتی نمیدونست دوست پسرش کجاست؟نکنه اینقدر مشغولِ بازیِ انلاین جدیدش شده بود دوست پسرش رو یادش رفته بود؟
با به یاد اوردن کارش محکم کف دستش رو کوبوند رو سرش و فحشی زیر لب خطاب به خودش زمزمه کرد.
با کمی فکر کردن متوجه شد که دوست پسرش کجاست.اخه کدوم دوست پسری اخر هفته اونم از ظهر تا شب باشگاه میره؟
پس با فکر اینکه حتما وقتی از باشگاه میاد خسته هستش بلند شد و شروع کرد به درست کردن غذا های مورد علاقه دوست پسرش.
بعد انجام کارش و چیدن میز به ساعت نگاهی کرد که ۱۰ رو نشون میداد و هنوز خبری نبود. تا اینکه با شنیدن صدای در دویید سمت در و قبل اینکه بزاره پسر وارد بشه پرید بغلش و پاهاش رو دور کمرش حلقه کرد
اخجوننن بالاخره دوست پسر گنده ام اومددددد
با لقبی که بهش داد سعی کرد جدی باشه چون از وقتی که سرش تو گوشی بود اونو ایگنور کرده بود
_چه عجب بالاخره سرتو از گوشی در اوردی
عه خیلی خب حالا ناراحت نشو دیگه
چشمت خورد به بالا تنش که با تاپی که پوشیده بود خیلی جذاب تر بدنش دیده میشد
به به عجب بدنی داری مستر سئو
_خیله خب حالا خودشیرینی نکن
خودشیرینی؟؟من فقط حقیقتو گفتم
چانگبین پوزخندی به حرف دختر زد و با دیدن میز غذا اونو انداخت زمین و دویید سمت میز
هی پسره ی گنده چیکار میکنی تو مردددددد
ایستاده داشت تموم غذا هارو از رو میز هر کدومش رو امتحان میکرد که دختر از روی زمین بلند شد و سریع سمت دوست پسرش رفت و سرش رو مستقیم توی بازوی پسر فرو کرد و گازش گرفت
_آییییی چیکار میکنیی
حقته.تازه کمم هست به خاطر غذا منو انداختی زمین
پسر پوزخندی زد و سمت دختر برگشت و اونو رو اُپن گذاشت
_خب پس اگه اینجوریه منم میخوام کار امروزت رو تلافی کنم.....
دیدگاه ها (۱۱)

pov: dating with Skz

بیاید ازم سوال بپرسیننن و اینکه بگین که چه وایبی میدمم جوجوه...

شروع در پـآیـآنـ . .ســـہ پــآرتــےپــآرتــ : ۲_ به سمت پل م...

ویو تهیونگرفتم دانشگاه بابام گفت که دانشگاه اون دختره با من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط