هیچ چیز از خدا پنهان نمےماند

هیچ چیز از خدا پنهان نمےماند
هیچگاه
از همان روز که تو آمدے
از همان روز که دوستت داشتم
از همان روز که دلم لرزید
از همان روز که بغض کردم
ایستادم
محکم شدم
و دوست داشتنت را
به تنهایے به دوش کشیدم
پنهان نبود از خدا وقتے
هیچکس تا قبل از تو
مرا جز از پشتِ اخم هاےِ ساختگے
و سرسختے هاےِ تکرارے نمےدید
پنهان نبود از خدا که تو
همین تو
که نیستےحتے
با من چه کرده اے
که اینچنین جسور شده ام !
هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه
و همین کافیست تا بدانم
هرچه هست؛
هرچه نیست
هرچه از حالا تا همیشه
در خاطرم مے ماند
براے او نمایان است
دیدگاه ها (۱)

نفس تنگےگرفته اند روزهایمهیچ دارویےهم انگار اثر نمےکندبر حال...

از روزےکه براےدیدن هم هماهنگ میشیم ، تا لحظه اےکه اون شب با ...

.من به خودم تمامت را قول داده بودم ..گفته بودم سهم من خواهی ...

کاش نیوتن براے عشق همقانون سوم تعریف مےکرد!که وقتےمن تو را د...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

قول هر شب

" Win on love"Love wins in the end?Part:21کوک: تهیونگ یه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط