کاش میشد من و خدایم بنشینیم سر یک میز چای بنوشیم و من کل

کاش میشد من و خدایم بنشینیم سر یک میز چای بنوشیم و من کل دردهایم را برایش بگویم.
همه ی همه اش را…
بعد دستم را بگیرد و بگوید ما باهم درستش میکنیم،غصه نخور…
کاش میشد خدا بیاید روی زمین و کمی مرا در آغوش بکشد…
کاش میشد… :)
دیدگاه ها (۱)

انفد قلبم قبرهکه رازه تو توش دفنه :)

دهنتون سرویسناموسا شاخ شدم رفت :/

یهو بیاد پی ام بده بگه؛هیشکی جاتو نمیگیره لعنتی :)

اصن شب یکی از خاصیتاش اینه که یهو همه مشکلات و خاطرات و میری...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

خب خب🪼 ، یک‌سری متن هایی نوشته شد تو این پست ( https://wisgo...

پارت ۱۳کلی توضیح برای ایتاچی که جیرایا و سوناده در واقع کی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط