ت همان

تُ همان…
عطر گل یاس و نسیم سحری…
که‌ اگر صبح نباشی…
نفسی در من نیست…
دیدگاه ها (۰)

ﻫﻮﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﯿﺞ ﺷﻮﻡ ﺍﺯ ﺗــﻮ …ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺴﺖ ﺷﻮﯼ ﺍﺯ ﻣـﻦﺯﻣﯿﻦ ﺳﺮﮔﯿﺠ...

وچهعطریبهتر ازرایحه ی ناب تنتکه به صبح دل منناب ترین ناب شدی...

از وقتی دوست داشتنتدر رگ‌هایم جریان گرفتجورِ دیگر زنده‌ام، ا...

یخ زدنم بهانه بود …!دلمآغوش و دستان گرمت را میخواستو گرنه پا...

گل نیست ولی شهر پر از عطر گلاب است❤️

🤍🍃بیدار شو ...خورشید را از پشت پلکهای ابر بچین نور را در آغو...

صبح هست و دل به دلدار و یار کنار یار، در این دیار می خندد، ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط