بنام دوگل بهشت

بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
ما را خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت
دیدگاه ها (۱۲)

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم در خیالی که گرفتار تو شددام شو...

گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما رایا نه ، ویرانه کنی ساخته ی ...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... بنام دوگل بهشتیکی عشق و د...

عشق ¿نه . عشق من رو نابود کرد . نابودم کرد . مثل چوبی بودم ک...

مَن کِه خود زَخمدارِ خیالاتِ تواَمماندِه اَم این دِلتنگی اَز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط