زحل_

زحل_

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو

داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو

اختران فلک آیند به نظاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو

من و تو، بی من‌و‌تو، جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو

طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند
در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو

این عجب تر که من و تو به یکی کنج این جا
هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو!

به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر
در بهشت ابدی و شکرستان من و تو
دیدگاه ها (۵)

دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو...

در هوایت بی قرارم روز و شبسر ز پایت بر ندارم روز و شبروز و ش...

کهکشان تازه بوجود آمده😍 💜

GALAXY 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط