صبح امروزکسی گفت به من : تو چقدر تنهایی !

صبح امروزکسی گفت به من : تو چقدر تنهایی !
گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ؛
تن من گر تنهاست، دل من با دلهاست،
دوستانی دارم همه از جنس بلور که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من ، قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا يادتو انداخت،رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من!
روزهايت پى هم خوش باشد...
دیدگاه ها (۱)

از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم...

بی تابم..... دلم تاب میخواهد و یک هل محکم... که دلم هُری بری...

سفره عید ما چطوره ؟خانمم بیست و پنج روز گرفتار اماده کردن و ...

گهگاهی یادم کن... 
 نترس... 
 رفیق تنهایی ام واگیر ندارد...

. صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ :تو ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

سهراب سپهری) صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی! گفتمش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط