▪️کودک ولی برای همیشه به خواب رفت

▪️کودک ولی برای همیشه به خواب رفت
▪️وقتی که دید قصه بابا به «سر» رسید

وقتی میان خون و آتش، صدای گریه ‏ات، دل سنگ را می‏لرزاند و پاهای تاول زده ‏ات، سختی‏ها را گلایه می‏کرد،

همه چشم‏ها کور بودند و دل‏ها سنگین‏تر از آن بود که بار سنگین دلت را سبک‏تر کند… .

▪️شهادت حضرت رقیه(س) تسلیت باد▪️

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
دیدگاه ها (۱)

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

شکوفه های گیلاس🌸ویو دازای*داشتم با اودا حرف می زدم که متوجه ...

dark life = 24

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط