به سیگار توی دستام نگاه کرد گفت چیشده چرا بازم ناراح

به سیگارِ تویِ دستام نگاه کردُ گفت : چیشده چرا بازم ناراحتی ؟!
چرا بازم داری سیگار میکشی ؟!
سرمُ آوردم پایینُ گفتم : نمیدونم چرا دلِش واسم تنگ نمیشه ، در حالی که من دارم از دلتنگی میمیرم !
گفت : میدونی خیلی بهش حسودی میکنم !! گفتم : چرا ؟!
لبخندی زدُ گفت : چون خیلی دوسش داری...
دیدگاه ها (۷)

با حرص سرش فریاد زدم و گفتم: مگه دوسش نداشتی؟ پس چرا نجنگیدی...

اگه میخای کسی و از دست بدی دوستش داشته باش

#online...

#khodaya bazm az in shadia nasib ma konmrc ❤

#عشق_مافیای_من پارت۲۶ویوی چوکی: دازای زنگ زد و رفتم پایین*دا...

عشق یک شیطان ویک جوجه تیغی پارت ۲۰

درمانگر عشق. پارت۷۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط