دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من/
دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من/
گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟/
کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم/
که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من/
نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز/
چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من/
ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک/
به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من/
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی/
که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من/
ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد/
که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من/
ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری/
دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من .../
گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟/
کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم/
که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من/
نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز/
چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من/
ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک/
به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من/
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی/
که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من/
ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد/
که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من/
ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری/
دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من .../
- ۱.۱k
- ۱۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط