رمان حامیم

رمان حامیم
پارت ۲۹

جانا: باران گوشیت زنگ میخوره

باران: کیه؟

جانا: مامان لیلا

باران: بده من

لیلا: الو باران جان

باران: جانم مامان لیلا

لیلا: ب بچه ها بگو شام همه خونه مایید جایی نریدا

باران: باشه مامان لیلا دستت درد نکنه!

جانا: چی میگفت؟

باران: می‌گفت شام همه بیاید خونه ما

جانا: آهان

دیانا: آماده این؟

جانا: آره بیاید بریم پایین

عسل: باران؟

باران: جانم

عسل: بیا منو ط با ماشین من بریم کارت دارم

باران: باشه

تو ماشین:

عسل: این گل فروشی تازه باز شده بریم برا حامیم و علیرضا گل بگیریم؟

باران: آره فکر خوبیه

عسل: چه گلی خوبه؟

باران: رز سفید قشنگه👀

عسل: راس میگی علیرضا هم میگفت دوست دارم

باران: گل مورد علاقه حامیمه😂

عسل: پس بیا بریم

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

🐈‍⬛👀

چطور شده>>>

تهش همینه سَرد، سَرد، سَرد شد...(:

استوری قدیمی🌒✨️

ویو صبحاز خواب بلند شدم دیدم جونگکوک نیست رفتم و دست و صورتم...

Par=۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط