سایه ات هم امانم را بریده حتی نمیدانم هنوز خوابم یا بیدار

سایه ات هم امانم را بریده حتی نمیدانم هنوز خوابم یا بیدار... هرگاه از مسیر قدمهایت میگذرم نمیدانم این منم که میروم یا تویی که درکنارت میرم ... دلم تنگ شده و نیستی نمیدانم چرا سایه ات در آغوشم سرد است و دستهایم دیگر حس ندارم ... ایکاش فقط بودی حتی اگر آتشم میزدی
دیدگاه ها (۲)

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

امشب تو باید اینجا باشی..با همان نگاه نمناک مهربان.باید بنشی...

[امشب تو باید اینجا باشی..با همان نگاه نمناک مهربان.باید بنش...

𝑇ℎ𝑒 𝑙𝑜𝑠𝑡 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑃𝐴𝑅𝑇: 82___﴾𝑇ℎ𝑒 𝑏𝑒𝑔𝑖𝑛𝑛𝑖𝑛𝑔 𝑜𝑓 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑒𝑐𝑜𝑛𝑑 𝑠𝑒𝑎𝑠𝑜𝑛...

حرمت یارم ، روی آن دو چشم بیدارماز دل نپرس که چه به روزم آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط