کجایی

کجایی …
چشم هایم بهانه ات را گرفته اند …
دیدگاه ها (۱)

نمی خواستماین عشق را فاش کنمناگاه به خود آمدم،دیدم همه کلمات...

وقتی با تو هستم عاشقی کم استدیوانه ات می‌شومآنقدر دیوانه و م...

شعر ردیف و قافیه نمی خواهدبوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر م...

گرمم کنبه قدر یک آغوشهوای نبودنت عجیب سرد است !

♥ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ❤️بهانه گیری هایم دُرست از لحظه ای که "تـ𝒕𝒐ـو" را‌...

ولی من چشم هام خاکستریه ، من کجایی ام؟😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط