گاهی ک میرسم به ته~ته~خط گرفتاریهام

گاهی ک میرسم به ته~ته~خط گرفتاریهام
همونجا ک حرفی نمی مونه جزشکایت کردن…
چشامومیبندمو ب بعضی آدمای دیگ فکرمیکنم…
ب آدمای گرفتارتر؛مریض تر؛تنهاتر……
خدایاشکرت…
دیدگاه ها (۱)

.

،

فک کنم چوپونشون دختر بوده :-)

نکته رو گرفتی؟؟؟

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

تو سوریه و عراق،داعش لباس خودشو داشت.هیچ کی دل نمیسوزوند از ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط