فردا صبح وسایلمو چیده بودم سوار ماشین شدم رفتم فرودگاه مو

فردا صبح وسایلمو چیده بودم سوار ماشین شدم رفتم فرودگاه موقعی که رسیدم نامجون و دیدم اومد سمتم
نامجون:میخواستی یک ساعت دیگه میومدی
ا.ت: باشه حالا تیکه ننداز
سولی: ا.ت تو با این پسره چیکار میکنی
ا.ت: خودش اومد سمتم
نامجون: من دوست پسرشم مشکلی داری
سولی: ا.ت این پسره چی میگه
نامجون: برو پی کارت تا نزدم لت و پارت کنم
سولی: ب باشه
ا.ت: تو به چه حقی میگی دوست پسرمی هان
نامجون: وایسا از دوست پسر بشم ددیت اون موقع میفهمی
سوار هواپیما شدیم نامجون کنارم بود راستش من از پرواز میترسم رنگم عین گچ شده بود
نامجون: ا.ت حالت خوبه
ا.ت: راستش من از پرواز میترسم
نامجون: منو نگا فقط یک ثانیه ست دیگه

هواپیما یکم تکون خورد که دست نامجون گرفتم
نامجون: دیدی نترس دیگه
ا.ت: باشه
چشمامو بستم که خوابم برد
نامجون ویو
خیلی تحریک شده بودم دلم میخواست ددیش باشم دیدم خوابه آروم سرشو گذاشتم رو شونم
دیدگاه ها (۰)

نامجون: ا.ت پاشو رسیدیما.ت: ترو خدا بزار بخوابمنامجون: بغلش ...

فردا صبح خواستم پاشم ‌که یاد دیشب افتادمشب من از شدت درد بیه...

معلم اومد تو کلاس ومعلم : نامجون بیا این مسئله رو حل کننامجو...

با عصبانیت نگام کرد که سریع محل و ترک کردم رفتم تو کلاس نشست...

پارت ۱یروز توی خونه نشسته بودم که مامانم یهو اومد تو اتاق و ...

سناریو ران پارت اخر

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط