دوست داشتنی پارت
(دوست داشتنی) پارت 41
ا.ت
رفتیم باهم بیرون
تهیونگ: بستنی میخوری
ا.ت: اوهمم
تهیونگ:بیا پایین بریم
بخوریم
ا.ت: لباسم مناسب نیست
تهیونگ: اتفاقا خیلی هم
بهت میاد
ا.ت: ول کن بستنی نمیخوام
بیا
تهیونگ: بستنی میگیرم و میارم
ا.ت: باشه
تهیونگ اومد
تهیونگ: ببخشید دیر
شد بیا اینم بستنی
ا.ت: این همه
تهیونگ: بخور نوش جون
ا.ت: ممنون
داشتم باخودم فکر میکردم که سوبین هم برادر تهیونگ اخه من چرا باید عاشق او بشم وایی الان که یاد خودم میفتم که داشتم بخاطرش گریه میکردم خندم میگیره ولی اینم چطور ممکنه که تهیونگ منو دوست داره من باور نمیکنم
تهیونگ: نوش جان
ا.ت: وقتی با سوبین میومدم
بیرون...
تهیونگ: دیگه اسم اون
عوضی رو نیار
ا.ت: باشه
بعد از بستنی
تهیونگ: بریم
ا.ت: آره
تهیونگ: بریم خرید
ا.ت: نه میریم خونه
لباسامو میاریم
تهیونگ: اسم اون
خونه رو نمیاری دیگه
ا.ت: خب بزار برم کارتم
و بیارم
تهیونگ: بیا اینم کارت به
اسم تو پول هم داره
ا.ت: خب لباسه
تهیونگ: بعد از خرید
لباس خودت میری میخری
برا خودت من دیگه اونجا
نمیام
ا.ت: ذهنمو خوندی
تهیونگ: آره بریم دیگه
#تهیونگ
#فیک
#سناریو
ا.ت
رفتیم باهم بیرون
تهیونگ: بستنی میخوری
ا.ت: اوهمم
تهیونگ:بیا پایین بریم
بخوریم
ا.ت: لباسم مناسب نیست
تهیونگ: اتفاقا خیلی هم
بهت میاد
ا.ت: ول کن بستنی نمیخوام
بیا
تهیونگ: بستنی میگیرم و میارم
ا.ت: باشه
تهیونگ اومد
تهیونگ: ببخشید دیر
شد بیا اینم بستنی
ا.ت: این همه
تهیونگ: بخور نوش جون
ا.ت: ممنون
داشتم باخودم فکر میکردم که سوبین هم برادر تهیونگ اخه من چرا باید عاشق او بشم وایی الان که یاد خودم میفتم که داشتم بخاطرش گریه میکردم خندم میگیره ولی اینم چطور ممکنه که تهیونگ منو دوست داره من باور نمیکنم
تهیونگ: نوش جان
ا.ت: وقتی با سوبین میومدم
بیرون...
تهیونگ: دیگه اسم اون
عوضی رو نیار
ا.ت: باشه
بعد از بستنی
تهیونگ: بریم
ا.ت: آره
تهیونگ: بریم خرید
ا.ت: نه میریم خونه
لباسامو میاریم
تهیونگ: اسم اون
خونه رو نمیاری دیگه
ا.ت: خب بزار برم کارتم
و بیارم
تهیونگ: بیا اینم کارت به
اسم تو پول هم داره
ا.ت: خب لباسه
تهیونگ: بعد از خرید
لباس خودت میری میخری
برا خودت من دیگه اونجا
نمیام
ا.ت: ذهنمو خوندی
تهیونگ: آره بریم دیگه
#تهیونگ
#فیک
#سناریو
- ۱۵.۳k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط