ای عشق گره باز کن و

ای عشق گره باز کن و
جور دگر باش
در دلکده ی جنون
بی پا و سر باش
ای داغ به دل مانده
هم سوز جگر باش
بر ظلمت این عصیان
ای سینه سپر باش
ای اسب بتاز و
تاخت می کن در بیابان
از طوق زرین بگذر
بر مسند خر باش
از چوب شکسته ی زمان
ساز نگردی
از بهر هَرَس کردن ،
بیداد ، تبر باش.................
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

من آن رویای پاییزم که از زوزه ی باد از غمی مانده بیاد انتظار...

باز با رویای او ای دل تبانی می کنی بر سر یادش نشسته زندگا...

برف می بارید و هوا هم ناجوانمردانه سرد بود مسیری سخت و ناهمو...

از پی عشق دویدیم به طوفان خوردیم ریشه کردیم به پاییز پریشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط