فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟦

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟦

- وای دیرم شد
جونگکوک زمزمه کرد و با سرعت بیشتری به سمت کلاسش رفت
- امیدوارم استاد نیومده باشه
انگار خدا صدای پسر رو شنیده بود و وقتی در کلاس رو باز کرد جز نگاه بچه ها به خودش چیزی ندید، اروم وارد کلاس شد و در رو بست
- خداروشکر استاد نیومده
ریز خندید و بچه ها هم خندیدن، یکی از دخترای کلاس با خنده گفت
- جونگکوک چرا دیر اومدی
دوستِ دختر با لحن شاکی جواب داد
- هی سانا اذیتش نکن
جونگکوک به سمت صندلیش رفت و کیفش رو گذاشت کنار میزش و نشست و به حرف اومد
- اره دیر اومدم ولی استاد چرا نیومده؟
یکی از پسر های اون طرف کلاس گفت
- اونجوری که ما شنیدیم یک دانشجو جدید اومده و استاد داره کارای ثبت نامش رو انجام میده
یکی از دخترا داد زد
- وای به نظرتون چه شکلیه؟ قدش چنده؟ اسمش چیه؟
و خندید و صدای خنده ی کل بچه های کلاس بلند شد حتی جونگکوک، در همین حین در کلاس باز و استاد وارد کلاس شد و کل کلاس در سکوت فرو رفت
- خب سلام بچه ها چطورین؟ یک دانشجو ی جدید داریم که از دگو به دانشگاه ما اومده، لطفا باهاش خوب باشید، تهیونگ بیا تو
و در باز شد و تهیونگ وارد شد و بعضی دخترا محوش شده بودن، بعضیا غش و ضعف میکردن، بعضیا هم حسودی.
- تهیونگ خودتو معرفی کن
تهیونگ با اون استایل شیک و جذابش که دل هر دختر یا حتی پسری رو میبرد کنار استاد ایستاد و با صدای بمش شروع به حرف زدن کرد
- سلام به همگی من کیم تهیونگم دانشجوی جدید امیدوارم سال خوبی رو باهم داشته باشیم
و چشمکی به پسر مو مشکی ( جونگکوک ) زد و رو به استاد گفت
- کجا میتونم بشینم استاد؟
استاد عینکش رو جا به جا کرد و تو کلاس چشمی چرخوند و به سمت میز خالی کنار جونگکوک اشاره کرد
- کنار جونگکوک میز خالی هست میتونی بشینی
جونگکوک بلافاصله کیفش رو پرت کرد رو میز کناری و گفت
- نه استاد اینجا جای کسیه رفته دسشویی
تهیونگ تک خنده ای که شبیه به پوزخند بود زد و استاد گفت
- فکر نمیکنم اونجا جای کسی باشه مگه اینکه اسم و تعداد دانش اموزام رو ندونم
کل کلاس خندیدن و از این طرف جونگکوک با قیافه ی قرمز شده از شدت عصبانیت کیفش رو با حرص برداشت و اجازه داد تهیونگ بشینه، تهیونگ نشست و به سمت جونگکوک خم شد تا حرفی بهش بزنه
- اون شب لباسمو کثیف کردی پس از این به بعد زندگی رو برات جهنم میکنم!
جونگکوک پوزخندی زد و جواب داد
- جهنم منم، به جهنمت خوش اومدی کیم تهیونگ!

نانازا دارم دوتا فیکو همزمان اپ میکنم حمایت کنین😭🫐
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهکوک #بنگ
دیدگاه ها (۰)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟫- به نظرت دارم چیکار میکنم؟ نمیبینی؟...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟪جیمین و سوهو توی ماشین نشسته بودن و ...

سایه در گذشته

𝗠𝘆 𝗽𝗿𝗲𝘃𝗶𝗼𝘂𝘀 𝗹𝗶𝗳𝗲 𝘄𝗶𝘀𝗵𝙥𝙖𝙧𝙩 • 2با تکون خوردن جسم ظریف تهیونگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط